![]() |
![]() |
|
| مینا برای تو مینویسم و میدانم هرگز نمیخوانی این نوشته ها را !! |
|
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی، دوست داشتن پیوندی خودآگاه واز روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است، دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد. عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند. عشق طوفانی ومتلاطم است، دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت. عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست، دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن رااززمین میکند و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد. عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند، دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد. عشق یک فریب بزرگ و قوی است ، دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق. عشق در دریا غرق شدن است، دوست داشتن در دریا شنا کردن. عشق بینایی را میگیرد، دوست داشتن بینایی میدهد. عشق خشن است و شدید و ناپایدار، دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار. عشق همواره با شک آلوده است، دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر. ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم، از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر. عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند، دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد. عشق تملک معشوق است، دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست. عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند، دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد ومیخواهد که همه ی دل ها آنچه را او از دوست در خود دارد ،داشته باشند. در عشق رقیب منفور است، در دوست داشتن است که: “هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند” که حسد شاخصه ی عشق است عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور میگردد دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است یک ابدیت بی مرز است از جنس این عالم نیست.” “دکتر علی شریعتی” با تشکر از ارمان عزیز |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 18 تیر1387ساعت 7:53 توسط نرگس |
|
|
بسم الله هنوز نزديكي سال گرد فوت سهراب سپهري است . سر شب مي گفتم : « چه شب دل گيري است » يادم آمد حرفش : « زندگاني سيبي است » زندگاني سيب است ؟ اي برادر سهراب! زندگاني شور است . زندگاني ترش است . **** شب « تير»م شد تيره . شب تيره ام شد تير . اي برادر سهراب : رخت ها را بكنيم ؟ آب كو ؟ در يك قدمي است ؟ تو چه جاهل بودي ... و چه عالم بودي . اي برادر سهراب ما همه در خوابيم . مي تواني ، برخيز . دست كش بر بلوغ پنجره . چه صدا مي آيد ؟ روح من بود ، صدا زد : « سهراب » ! ***** يادم آمد حرفَت : « پيشه ام نقاشي است .» پيشه ات نقاشي است ؟ بپرد آب انارت در چشم ، مادرت مي خندد. خود نمي خنديدي حتا ماه اگر مي شكافيد مي تواني ، بر خيز . ماه نيمه شده است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 20:0 توسط نرگس |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 19:54 توسط نرگس |
|
|
من که می دانم شبی ، عمرم به پایان می رسد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 19:53 توسط نرگس |
|
|
خواهش میکنم در مورد این تساوی نظر بدهید ممنونم ..
معلم پای تخته داد می زد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 9:0 توسط نرگس |
|
|
پسرک گفت : " گاهی اوقات قاشق از دستم می افتد . " پیرمرد گفت : " من هم همینطور . " پسرک آرام نجوا کرد : " من شلوارم را خیس می کنم . " پیرمرد خندید و گفت : " من هم همینطور " پسرک گفت : " من خیلی گریه می کنم ." پیرمرد سری تکان داد و گفت : " من هم همینطور . " اما بدتر از همه این است که... پسرک ادامه داد:آدم بزرگ ها به من توجه نمی کنند . بعد پسرک گرمای دست چروکیده ای را حس کرد . " می فهمم چه حسی داری . . . می فهمم . " ( داستانکی از شل سیلور استاین ) با تشکر از دوست خوبم امیر از مشهد امیر جان دستان مهربانت را میبوسم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 24 خرداد1387ساعت 18:9 توسط نرگس |
|
|
تاجر و ماهیگیر حتما بخونید یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی گیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 13:55 توسط نرگس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اسم من نرگس
متولد اسفند62 از شیراز هستم این وبلاگ را تقدیم میکنم به بهترین عزیزم مینا که با تمام خوبی هایش من را خوب کرد..... مینا جان دوستت دارم . از پیوند های روزانه هم دیدن کنید و استفاده ببرید ممنونم نرگس |
| آرشیو موضوعی |
|
بیائید تجربه ها را از اشتباهات جدا کنیم؟ |
|
RSS
|