تبليغاتX
ترافیک
گل شبدر چه گم از لاله ی قرمز دارد!

راننده انيشتن

انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي علاوه بر رانندگي هميشه هم در طول سخنراني هاي انيشتن حضور داشت
يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود و احساس خستگي ميکرد
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند!
انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهها ي ديگر او را نمي شناختند
او قبول كرد، اماكمي ترديد داشت در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد
به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، و تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.
در اين حين راننده باهوش گفت “سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد”سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 16:42  توسط نرگس | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نرگس / اسفند 62 /شیراز

نوشته های پیشین
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
آرشیو موضوعی
بیائید تجربه ها را از اشتباهات جدا کنیم؟
پیوندها
فریده عزیز
اهوی خسته-ترنس
خودم نرگس
دکتر اباد و گفته هایش
پسر خواهرم حامد ...
اخرین دیوانه (خداوند ادبیات)
تغییر جنسیت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM